fbاستراتژی های معاملاتی فارکس | استراتژی های مؤثر فارکس | IFCM ایران
FA

استراتژی های معاملاتی فارکس

سبد استراتژی های معاملاتی فارکس که توسط معامله گران در وضعیت های مختلف بکار گرفته می شود یکی از ابزارهای قدرتمند در برد یک معامله به شمار می رود. پیروی از یک سیستم واحد در همۀ موارد برای یک معاملۀ موفق کافی نیست. هر معامله گری باید بدانند که با همۀ شرایط بازار چگونه مواجه شود هرچند این ساده نیست و نیاز به مطالعۀ عمیق و درک علم اقتصاد دارد.

IFC Markets به منظور کمک به شما برای اینکه به موارد آموزشی مورد نیازتان دسترسی داشته باشید و سبد استراتژی های معاملاتی مختص به خودتان را ایجاد کنید، منابع معتبری دربارۀ معامله و همچنین اطلاعات کاملی دربارۀ تمامی استراتژی های معاملاتی متداول و سادۀ فارکس که توسط معامله گران موفق بکار گرفته می شوند را در اختیارتان قرار می دهد.

استراتژی هایی که ارائه می دهیم برای همۀ معامله گران چه معامله گران مبتدی و چه آندسته از معامله گرانی که خواهان ارتقای مهارت های شان هستند مناسب می باشند. همۀ استراتژی های دسته بندی شده و توضیح داده شده در زیر دارای مقاصد آموزشی هستند و می توانند از طرق مختلف توسط همۀ معامله گران بکار گرفته شوند.


استراتژی های معاملاتی بر مبنای تحلیل فارکس

h1 image - IFC Markets

شاید بتوان گفت که بخش اصلی استراتژی های معاملاتی فارکس بر مبنای انواع اصلی تحلیل بازار فارکس می باشند که برای فهم حرکت بازار استفاده می شوند. این روش های اصلی تحلیلی شامل تحلیل تکنیکی، تحلیل بنیادی و روحیۀ بازار می شوند.

هر کدام از شیوه های تحلیلی ذکر شده به شکلی معین برای تعیین روند بازار و انجام پیش بینی های منطقی دربارۀ رفتار آیندۀ بازار مورد استفاده قرار می گیرند. معامله گران در تحلیل تکنیکی با نمودارهای مختلف و ابزارهای مختلف برای تعیین وضعیت حال، آینده و گذشتۀ قیمت های کنونی سر و کار دارند اما در تحلیل بنیادی به عوامل سیاسی و اقتصاد کلان که می توانند تاثیر مستقیم روی بازار فارکس داشته باشند اهمیت داده می شود. روحیۀ بازار نیز روشی کاملاً متفاوت برای تحلیل روند بازار است که مبتنی بر نظرات و گرایشات معامله گران می باشد. جزئیات بیشتر دربارۀ هر کدام از روش های تحلیلی در زیر موجود است.

استراتژی های تحلیل تکنیکی فارکس

تحلیل تکنیکی فارکس عبارت است از مطالعۀ فعالیت بازار با استفاده از نمودارها به منظور پیش بینی روندهای آیندۀ قیمت. معامله گران فارکس می توانند بر اساس ابزارهای تحلیل تکنیکی گوناگون از جمله روند بازار، حجم، کانال، سطوح حمایت و مقاومت، الگوهای روند، اندیکاتورها و همچنین تحلیل همزمان چندین نمودار با زمانبندی های متفاوت، استراتژی های شان را توسعه دهند.

روش تحلیل تکنیکی، روشی حیاتی برای ارزیابی دارائی ها بر پایۀ تحلیل ها و آمارهای قدیمی بازار مانند قیمت ها و حجم گذشته می باشد. هدف اصلی تحلیل گران تکنیکی، ارزیابی مقدار اصلی دارائی نیست، آنها سعی می کنند از نمودارها یا دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکی استفاده کنند تا بتوانند الگوهایی را تعیین کنند که در پیش بینی فعالیت آیندۀ بازار کمک کننده خواهند بود. اعتقاد این تحلیل گران این است که عملکرد آیندۀ بازارها را می توان توسط عملکرد گذشته شان مشخص کرد.

استراتژی معامله در کانال

معاملۀ روند چیست؟

یک روند چیزی نیست جز یک تمایل و یک جهت برای حرکت بازار که یکی از اصلی ترین مؤلفه های تحلیل تکنیکی به شمار می رود. همۀ ابزارهای تحلیل تکنیکی که یک تحلیلگر از آنها استفاده می کند یک هدف واحد دارند که عبارت است از کمک به تشخیص روند بازار. معنای روند فارکس تفاوت زیادی با معنای عمومی اش ندارد و هیچ چیزی بیشتر از جهتی که بازار در آن حرکت می کند نیست. اما در تعریف دقیق تر می توان گفت که بازار مبادلات ارزهای خارجی در یک خط مستقیم حرکت نمی کند و حرکاتش شامل مجموعه ای از زیگزاگ ها است که از موج های متوالی دارای قله ها و قعرها یا اوج ها و کف ها تشکیل می شود.

معاملۀ روند یک استراتژی معاملاتی کلاسیک قلمداد می شود زیرا جزو اولین استراتژی های معامله است که امروز جایگاه شایسته اش را به دست آورده است. ما اعتقاد داریم که معاملۀ روند در آینده در سرتاسر جهان همچنان در میان معامله گران متداول باقی خواهند ماند که به این سه دلیل ساده و اصلی است:

  • زمانیکه بازار رشد می کند بخر؛ یعنی اینکه شاهد یک روند صعودی هستیم
  • زمانیکه بازار ریزش دارد بفروش؛ بعنی اینکه شاهد یک روند نزولی هستیم
  • هر زمان بازار رشد یا ریزشی ندارد و افقی حرکت می کند، صبر کن و هیچ کاری انجام ندهد؛ یعنی اینکه شاهد یک روند افقی هستیم
روند افقی

روند افقی

از استراتژی پیروی از روند می توان برای معامله در چهارچوب های زمانی بسیار متنوع استفاده کرد اما اگر از آن برای معاملۀ میان مدت یا بلندمدت که روندها در آن قوی تر و طولانی تر هستند استفاده شود پیش بینی های دقیق تری ارائه خواهد داد و ریسک های کمتری خواهد داشت. معاملۀ روند می تواند بهترین گزینه برای معامله گرهای نوسانگیر و معامله گرهای موقعیت باشد زیرا آنها جهت حرکت بازار در آینده را می بینند و پیش بینی می کنند. هرچند معامله گران روزانه و اسکالپرها نیز می توانند روندها را شناسایی و از آنها استفاده کنند اما روندهایی که آنها مورد استفاده قرار می دهند قدرت کمتری دارند و بسیار کوتاه مدت هستند و در واقع مجموعه ای از نوسان ها درون روند اصلی می باشند.

همۀ معامله گران بدون نظر گرفتن روش معاملاتی شان، باید در ابتدا از تحلیل تکنیکی برای تعیین روند جاری در بازار مربوط به دارایی ای که قصد دارند آن را معامله کنند استفاده نمایند و سعی کنند تا با استفاده از تحلیل تکنیکی توسعه های بیشتر آن دارایی را پیش بینی کنند. ابزارهای تحلیل تکنیکی معمولاً بسیار ساده و کاربرپسند هستند. هر معامله گر می تواند مبتنی بر خصوصیات دارایی ای که آن را معامله می کند و ترجیحات شخصی اش و سایر عوامل، مجموعه ای از اندیکاتورها، خطوط، چهارچوب های زمانی و غیره را مورد استفاده قرار دهد. هرچند متداول ترین اندیکاتورها عبارتند از میانگین متحرک ها در دوره های زمانی مختلف (MA)، خطوط بولینگر، اندیکاتور تمساح (Alligator)، ابر ایچیموکو (Ichimoku)، کانال های کلتنر (Keltner)، اندیکاتورهای ADX و MACD، همچنین نمونه های پیشرفتۀ اندیکاتورهای کلاسیک. از آنجائیکه اندیکاتورها اساساً عقب تر از بازار هستند یعنی اینکه تاثیر حرکات بازار و رویدادهای گذشته را بازتاب می دهند لذا بسیار اهمیت دارد که از نوسانگرها برای پیش بینی توسعۀ روند و تشخیص نقاط ورود، تعیین صحیح توقف ضرر (stop loss)، کسب سود (take profit) و حد ضرر متحرک (trailing stop) استفاده شود.

در ادامه سه تکنیک اصلی برای ورود به بازار بیان می شوند:

  1. کلاسیک (یعنی ورود به بازار در تقاطع دو میانگین متحرک)
  2. در یک گریز (یعنی قراردادن یک دستور در حال انتظار و ورود به بازار پس از تایید تمایل قیمت برای ادامۀ روند)
  3. در یک برگشت (یعنی ورود به بازار نه بطور فوری بر اساس یک سیگنال معاملاتی بلکه بعداً و در زمانی که قیمت در یک سطح مطلوب تر قرار می گیرد)

تکنیک های گریز و کلاسیک شباهت هایی به یکدیگر دارند. مثلاً در هر دو دستور کسب سود (take profit) وجود ندارد و تعیین یک حد ضرر متحرک (trailing stop) تصمیم منطقی خواهد بود. ورود به بازار در زمان برگشت قیمت، ریسکی تر است زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که روند بیشتر از آنکه تمایل به برگشت دارد تمایل به ادامه ندارد.

اما بهتر است در اینجا به انواع روندها در فارکس برگردیم. طبق فرضیۀ عرضه و تقاضا، بازار دارای 4 مرحلۀ اصلی توسعه است:

  1. انباشتگی (حرکت افقی، تثبیت).
  2. رشد (روند صعودی).
  3. پخش (حرکت افقی، تثبیت).
  4. ریزش (روند نزولی).

در واقع، روند در یک نمودار دو بُعدی می تواند رشد کند (مرحلۀ شمارۀ 2)، ریزش داشته باشد (مرحلۀ شمارۀ 4) و یا نسبتاً افقی حرکت کند (مراحل شمارۀ 1 و شمارۀ 3). در ادامه بطور جداگانه هر یک از انواع روند در فارکس را شرح می دهیم.

یک روند صعودی، زمانی رخ می دهد که نقاط کف و اوج در حرکت قیمت، دائماً در حال صعود هستند یعنی اینکه کف و اوج بعدی از کف و اوج قبلی بالاتر هستند. در واقع روند صعودی نشان دهندۀ افزایش قیمت در یک چهارچوب زمانی خاص است. معامله گرها قاعدتاً دقیقاً در اوج های خط روند بطور فعال شروع به خرید می کنند اما آنها اغلب زمانی موقعیت های معاملاتی باز می کنند که خط روند به اوج اش رسیده است و وارد مرحلۀ پخش شده است که در طی آن قیمت حرکت افقی دارد و خود را برای مرحلۀ آخر روند صعودی آماده می کند.

روند صعودی

روند صعودی

هرچند، معامله گرهای غیرحرفه ای موقعیت های معاملاتی شان را در انتهای یک روند صعودی بیشتر از حد نیاز نگه می دارند و امیدوارند که روند ادامه داشته باشد که معمولاً نیز در چنین مواقعی روند تبدیل به یک روند نزولی می شود و این معامله گرها سرمایه شان را از دست می دهند. معامله گرهای باتجربه تر با دقت پایان اولین مرحلۀ بازار را شناسایی می کنند یعنی اینکه دقیقاً قبل از پیشرفت قیمت، یک معاملۀ خرید (موقعیت لانگ) باز می کنند. معامله های فروش (موقعیت های شورت) در خلال مرحلۀ پخش یا در ابتدای مرحلۀ چهارم در زمانیکه روند وارونه می شود باز می شوند. روند صعودی جاری را می توان با ترسیم خط حمایت در نقاط کف تشخیص داد: قیمت همراه با کف ها بالا می رود گویی اینکه قیمت در حال کشیدن خط حمایت به سمت بالا است. در نتیجه اوج ها صعودی هستند. اگر بردار خط حمایت در یک نمودار، صعودی باشد، آن روند قطعاً یک روند صعودی است.

روند نزولی، حرکت قیمت یک دارایی در زمانی است که کف ها و اوج ها دائماً نزولی هستند و هر کف/اوجی پایین تر از کف/اوج قبلی اش است. در واقع روند نزولی بازتاب دهندۀ کاهش قیمت در یک چهارچوب زمانی خاص است. روند نزولی مراحل و توالی ای مشابه با روند صعودی دارد یعنی اینکه دارای مرحلۀ انباشته شدن معاملات، پایداری روند و پخش (تثبیت) است.

روند نزولی

روند نزولی

هرچند اگر معامله گرها در خلال یک روند صعودی اقدام به خرید کنند (اصطلاحاً لانگ بروند) پس در خلال یک روند نزولی نیز باید معاملات فروش (موقعیت های شورت) باز کنند و این بسیار اهمیت دارد که دستورهای فروش (شامل دستورهای در حال انتظار) را در هنگام مرحلۀ پخش در قیمت دلخواه قرار دهند. خط روند (در اینجا خط مقاومت) در یک روند نزولی در راستای نقاط اوج ترسیم می شود. قیمت پس از رسیدن به مقاومت برمی گردد و ریزش پیدا می کند، پس از یک اصلاح حرکتی کوتاه مجدداً رشد می کند و به خط حمایت می رسد و برمی گردد. اگر بردار خط مقاومت در نمودار، نزولی باشد در آن صورت آن روند قطعاً یک روند نزولی است.

یک ضرب المثل مشهور در بین معامله گرها وجود دارد: "روند دوست شما است" که هم برای روند نزولی و هم برای روند صعودی کاربرد دارد. هرچند فقط در 20 تا 30% مواقع می توانیم یک روند واضح را مشاهده کنیم و در سایر مواقع بازار تقریباً خنثی و افقی است یعنی اینکه قیمت در یک روند افقی باریک معامله می شود و بین خطوط حمایت و مقاومت نوسان دارد. یک روند افقی یا تثبیت شده زمانی رخ می دهد که پتانسیل خرس ها (فروشنده ها) و گاوها (خریدارها) برابر شده است. این معمولاً قبل از انتشار اخبار مربوط به اقتصاد کلان و سایر اخبار رخ می دهد زیرا معامله گران اطلاع ندارند که آن اخبار چه تاثیری بر حرکت قیمت دارایی خواهند گذاشت. به همین دلیل است که روند افقی به عنوان اولین و سومین مرحلۀ بازار در نظر گرفته می شود که در طی آن معاملات انباشته و سپس پخش می شوند. همچنین روند افقی زمانی رخ می دهد که بین روزهای کاری یا در خلال معاملۀ یک دارایی در یک زمان غیرمعمول (مثلاً معاملۀ یک ارز اروپایی پیش از باز شدن روز کاری اروپا) بازیگران بازار حضور ندارند. معامله در یک روند افقی امکان پذیر است اما بسیار ریسکی (پرخطر) است. این نوع از حرکت بیشتر برای اسکالپرها کاربرد دارد که از نوسانات کوچک و مکرر درون محدوده های قابل پیش بینی کسب سود می کنند.

در ادامه، مباحث فوق را در چند جمله خلاصه می کنیم:

  1. قطعاً، روند دوست شما است. اما هرگز نباید بدون رعایت مبانی اصلی مدیریت پول و مدیریت ریسک و بدون اتخاذ یک استراتژی مؤثر، معامله ای انجام دهید.
  2. معاملۀ روند فارکس اساساً ساده است اما این به آن معنا نیست که ناکارآمد است. پیچیدگی در استراتژی های معاملاتی فقط مانع معامله گر است.
  3. برای تشخیص مطمئن تر یک روند حداقل به 2 چهارچوب زمانی نمودار نیاز است.
  4. با این جملات کوتاه می توانید بطور بصری جهت یک نمودار را درک کنید: قیمت از گوشۀ سمت چپ پایین به سمت گوشۀ سمت راست بالا رشد می کند - یک روند صعودی؛ قیمت از گوشۀ سمت چپ بالا به سمت گوشۀ سمت راست پایین ریزش دارد - یک روند نزولی؛ قیمت افقی حرکت می کند - یک روند افقی.
  5. بازار در 70% مواقع افقی حرکت می کند اما معامله در چنین روندی ارزش اش را ندارد مگر اینکه شما یک معامله گر باتجربه باشید و به خوبی رفتار بازار در مراحل انباشته شدن و پخش شدن را درک کرده باشید.
  6. هرچه قیمت بیشتر خطوط حمایت/مقاومت را لمس کند، برگردد و بردار حرکت را حفظ می کند، روند قوی تر و پایدارتر است.
  7. اگر شدت و شیب رشد/ریزش قیمت بیشتر باشد، احتمال وارونه شدن روند بیشتر است. اگر روند افقی باشد، ریزش/رشد مساوی داشته باشد، در آن صورت احتمال بیشتری وجود دارد که روند دوام بیشتری داشته باشد.

استراتژی معاملاتی حمایت و مقاومت - خط حمایت و مقاومت

خط حمایت و مقاومت

سطوح حمایت و مقاومت در میان ابزارهای تحلیل تکنیکی پرکاربرد و تحلیل بنیادی جایگاه ویژه ای دارند. ضمن اینکه استراتژی های مبتنی بر آنها نه تنها توسط مبتدی ها بلکه توسط معامله گران کاملاً با تجربه که ابزارهای زیاد دیگری نیز در اختیار دارند و از تجربۀ معاملاتی بسیار زیادی برخوردارند نیز مورد استفاده قرار می گیرد. اما چرا این خطوط ساده تا این حد مورد استفادۀ سرمایه گذاران قرار می گیرند؟ بیایید در این باره باهم فکر کنیم.

سطوح حمایت و مقاومت

خطوط حمایت و مقاومت در واقع محدوده های شرطی ای هستند که هر معامله گر بطور فردی آنها را توسط اوج ها و کف های قیمت در یک چهارچوب زمانی خاص تعریف می کند. این محدوده ها با خطوط مشخص می شوند تا همۀ ریسک ها محاسبه شوند و دستورهای معاملاتی به درستی تعیین گردند. بهتر است که حمایت و مقاومت را به شکل محدوده هایی در نمودار تصور کنیم. لازم به ذکر است که خطوط مقاومت و حمایت در چهارچوب های زمانی مختلف به شکل های کاملاً مختلف ترسیم می شوند. خطوط حمایت و مقاومت در چهارچوب های زمانی بزرگ تر مانند H1 و H4 و D1 و بالاتر اعتبار بیشتری دارند و به راحتی شکسته نمی شوند درحالیکه خطوط حمایت و مقاومت در M1 و M5 و M15 نسبتاً راحت تر شکسته می شوند. قانون خاصی وجود ندارد و کارشناسان نیز به توافق نرسیده اند که خطوط حمایت و مقاومت را باید از بدنه های الگوهای شمعی ترسیم کرد یا از سایه های الگوهای شمعی.

خط حمایت و مقاومت

دلایل ایجاد محدوده های حمایت و مقاومت

برای درک این موضوع که سطوح حمایت و مقاومت چگونه ایجاد می شوند و چگونه باید از آنها استفاده کرد باید این پدیده را از منظر روانشناختی بررسی کنیم. ایجاد روند بازار به تسلط یکی از سه گروه زیر در بازار بستگی دارد:

  1. خرس ها (فروشنده ها - که موقعیت های معاملاتی فروش باز می کنند)
  2. گاوها (خریدارها - که موقعیت ها معاملاتی خرید باز می کنند)
  3. مرددها (که هنوز وارد بازار نشده اند)

تصور کنید که قیمت در نزدیکی یک خط حمایت نوسان دارد. خرس ها (فروشنده ها) اقدام به فروش دارائی ها می کنند، گاوها (خریدارها) بطور فعال اقدام به خرید می کنند و سپس قیمت شروع به رشد می کند. در چنین وضعیتی، فروشنده ها از فروش خودداری می کنند و به محض اینکه قیمت به خط حمایت برسد آنها سفارش هایشان را می بندند تا این شانس را داشته باشد که بدون سود و بدون زیان از بازار خارج شوند. گاوها (خریدارها) بابت این سناریو خوشحال هستند زیرا با افزایش قیمت سود می کنند و در اولین اصلاح حرکتی قیمت به سمت خط حمایت آنها مجدداً خرید می کنند زیرا اعتقاد دارند که قیمت پس از رسیدن به سطح حمایت دوباره برمی گردد و رشد می کند. آن معامله گرهایی که هنوز وارد بازار نشده اند مشاهده می کنند که روند افقی تبدیل به روند صعودی شده است و به لحظۀ اصلاح قیمت و خط حمایتش توجه می کنند و منتظر موقعیت خرید می مانند. به این ترتیب به وضوح روحیۀ خرید بین معامله گران را مشاهده می کنیم حتی اگر یک حرکت جزئی به سمت خط حمایت وجود داشته باشد. به محض اینکه این اتفاق رخ دهد تعداد بسیار انبوهی از فعالان بازار فوراً خرید انجام می دهند یعنی در این لحظه موجی از تقاضای شدید شکل می گیرد بطوریکه عرضه تا آن اندازه نیست و بنابراین قیمت طبق آنچه انتظار می رفت بالا می رود. اگر بجای خط حمایت یک خط مقاومت وجود داشته باشد در آن صورت این وضعیت برعکس خواهد بود بطوریکه عرضه به شدت افزایش پیدا می کند اما تقاضا کم است. طبق این مثال مشاهده کردیم که یک ارتباط مستقیم بین نسبت عرضه/تقاضا و سطوح حمایت/مقاومت وجود دارد. به همین دلیل است که اغلب به خطوط حمایت/مقاومت می گویند سطوح عرضه/تقاضا.

نحوۀ معامله با استفاده از سطوح حمایت و مقاومت چگونه است؟

دلایل ایجاد محدوده های حمایت و مقاومت را بیان کردیم و اکنون نگاهی می اندازیم به استراتژی های معاملاتی مبتتنی بر سطوح حمایت و مقاومت. هرگاه قیمت در نمودار به خط حمایت یا مقاومت برسد انتظار می رود که دو حالت رخ دهد. حالت اول این است که به آن خط برخورد کند و برگردد. حالت دوم این است که از آن خط عبور کند. به این ترتیب معامله گرها بر اساس سطوح حمایت/مقاومت 3 نوع معامله را در نظر می گیرند: معامله بر اساس برگشت قیمت پس از برخورد به سطوح حمایت و مقاومت (معاملۀ درون کانال افقی)، معامله بر اساس یک سطح گریز و یک نوع تلفیقی از معامله (که به شما اجازه می دهد بسته به وضعیت کنونی بازار از این دو استراتژی بطور جایگزین استفاده کنید). در ادامه، این دو استراتژی کلیدی را بررسی می کنیم:

معاملۀ درون کانال افقی

با توجه به مثال بالا می توان تصور کرد که اگر در زمانیکه قیمت به خط حمایت می رسد یک انباشتگی شدید از پتاسیل خرید وجود داشته باشد در آن صورت قیمت به خط حمایت می رسد اما برمی گردد و رشد می کند در آن صورت شما می توانید خرید کنید و توقف ضرر (Stop Loss) را پایین خط حمایت قرار دهید. هرگاه قیمت به سمت خط مقاومت حرکت کند و روحیۀ فروش بر بازار غالب باشد در آن صورت به محض اینکه قیمت به مقاومت برسد معامله گران بطور فعالانه اقدام به فروش می کنند. در نتیجه قیمت پس از رسیدن به خط مقاومت، برمی گردد و ریزش پیدا می کند. در این صورت توقف ضرر را باید بالای خط مقاومت قرار داد. با استفاده از دستورهای کسب سود (Take Profit) و حد ضرر متحرک (trailing stop) می توان ریسک زیان ها را کاهش داد و به موقع کسب سود کرد. در 70 درصد مواقع، قیمت در بازار در یک کانال افقی بین سطوح حمایت و مقاومت در رفت و برگشت و بین سطوح نوسان دارد. این وضعیت بسیار برای اسکالپرها و معامله گرانی که معاملات کوتاه مدت انجام می دهند جذاب است. این نوع از معامله گران سود کم هر معامله را با تعداد زیاد معاملات جبران می کنند.

معاملۀ گریز

اگر حجم معاملات در بازار بالا باشد و یک حرکت روند قوی وجود داشته باشد گریز قیمت از خط حمایت یا از خط مقاومت رخ می دهد. در این حالت قیمت پس از رسیدن به خط حمایت یا مقاومت برنمی گردد بلکه از آن عبور می کند. معامله گران روند از این رفتار قیمت حداکثر منفعت را می برند.

  • اگر قیمت رشد کند از سطح مقاومت رد شود و سپس مجدداً اصلاح حرکتی داشته باشد و ریزش پیدا کند و دوباره به همان سطح برسد اما نتواند از آن عبور کند و دوباره رشد داشته باشد و یک کانال صعودی ایجاد شود در آن صورت سطح مقاومت تبدیل به یک سطح حمایت شده است.
  • اگر قیمت افت کند و از سطح حمایت رد شود و سپس مجدداً رشد کند و به سمت آن سطح برگردد از آنجائیکه قیمت همیشه قادر نیست آن سطح را بکشند لذا پس از برخورد به آن سطح دوباره برمی گردد و ریزش پیدا می کند و یک کانال نزولی ایجاد می شود. به این ترتیب سطح حمایت سابق پس از رخ دادن گریز قیمت تبدیل به یک سطح مقاومت شده است.
  • در برخی مواقع نیز پس از اینکه گریز قیمت رخ می دهد یعنی قیمت از سطح حمایت یا مقاومت رد می شود، پس از مدتی قیمت طی یک حرکت اصلاحی به سمت همان سطح برمی گردد و از آن عبور می کند و دوباره در کانال قبلی اش قرار میگیرد. به این حالت، گریز کاذب می گویند.

نکات کلیدی معاملۀ حمایت و مقاومت

  • معامله بر اساس سطوح حمایت و مقاومت برای همۀ انواع بازارها، ارز و سهام و کالا، مناسب است. همچنین در همۀ چهارچوب های زمانی نمودارها کاربرد دارد.
  • مبانی این نوع از معامله ساده و آسان هستند.
  • با استفاده از اندیکاتورهای خطوط میانگین متحرک (moving averages) و خطوط روند (trend lines) می توان در هر چهارچوب زمانی در نمودار، محدوده های حمایت و مقاومت را مشخص کرد. ضمن اینکه خطوط میانگین متحرک و روند خودشان در اغلب مواقع به عنوان سطوح حمایت/مقاومت عمل می کنند.
  • سطوح حمایت/مقاومت یک ابزار جهانی برای تحلیل تکنیکی هستند. این خطوط تحت تاثیر چیزی قرار نمی گیرند لذا اکثر معامله گران توسط آنها هدایت می شوند.
  • هرچقدر قیمت به یک سطح حمایت/مقاومت برسد اما نتواند از آن عبور کند، آن سطح قوی تر است. هرچند شما باید بسیار مراقب باشید تا به موقع متوجۀ تغییرات لحظه ای در روند و احتمال وارونه شدن روند بشوید./li>
  • اگر چندین بار گریز کاذب رخ دهد نشان دهندۀ پایداری و قدرت آن سطح خواهد بود.
  • سطوح فیبوناچی، حداقل دو خط میانگین متحرک که دارای دورۀ زمانی بزرگ با مقادیر عددی رند باشند، الگوریتم خطوط (Lines)، اندیکاتورهای PZ و IchimokuSuppRes، نقاط محوری (Pivot Points)، خطوط بولینگر (Bollinger Bands)، فراکتال ها و بسیاری دیگر می توانند به تشخیص محدوده های حمایت/مقاومت کمک کنند.

در پایان، لازم به ذکر است مفاهیم سطوح حمایت و مقاومت مفاهیم جدیدی در معامله نیستند. بسیاری از سرمایه گذاران توسط آنها هدایت می شوند و توسط آنها استراتژی های شان را می سازند. هرچند افرادی نیز هستند که اعتقاد دارند سطوحی که مبتنی بر اطلاعات قدیمی باشند برای پیش بینی حرکات آیندۀ بازار مناسب نیستند اما می توان از آنها در تحلیل توسعۀ بازار بهره برد. به همین دلیل هیچ تضمینی دربارۀ رفتار بازار در یک جهت خاص یا جهت دیگر وجود ندارد زیرا عوامل بسیار زیادی وجود دارند که بر بازار تاثیر می گذارند و رفتار میلیون ها فعال بازار قابل پیش بینی نیست.

استراتژی معاملاتی روند فارکس

روند یکی از اساسی ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکی است. تمامی ابزارهای تحلیل تکنیکی که مورد استفادۀ یک تحلیلگر قرار می گیرند دارای یک هدف واحد می باشند: کمک به تشخیص روند بازار. مفهوم روند فارکس تفاوت چندانی با معنای عمومی اش ندارد و در واقع چیزی بیش از جهتی که بازار در آن حرکت می کند نیست. اما مزیت بازار مبادلات ارزی (فارکس) آن است که در یک خط مستقیم حرکت نمی کند بلکه حرکاتی زیگزاگی دارد که دارای امواج متناوبی می شود که به وضوح دارای نقاط اوج و قعر می باشند که اکثراً با عنوان کف ها و سقف ها بیان می شوند.

Uptrend Trading Forex Strategy (Chart)

روند فارکس، آنچنان که در بالا ذکر شد شامل مجموعه ای از اوج ها و فرودها می شود و معامله گر با توجه به حرکت این سقف ها و کف ها می تواند نوع روند در بازار را تشخیص دهد.

Downtrend Trading Forex Strategy(Chart)

اگرچه اکثر مردم گمان می کنند که بازار مبادلات ارزی یا نزولی است یا صعودی، اما واقعیت این است که فقط این دو روند وجود ندارند بلکه سه روند وجود دارند که عبارتند از:

  1. صعودی
  2. نزولی
  3. افقی
Sideways Trend Trading Forex Strategy (Chart)

معامله گران و سرمایه گذاران با سه نوع اخذ تصمیم مواجه می شوند، خرید، فروش، کناره گیری از بازار. در خلال هر روند باید یک استراتژی خاص بکار برده شود.

هر زمان بازار صعود کند، استراتژی خرید سود می دهد و از طرف دیگر استراتژی فروش زمانی صحیح است که بازار ریزش دارد. اما زمانیکه بازار نه صعودی است و نه نزولی، بلکه روندی افقی دارد، عاقلانه ترین کار این است که از بازار کناره گیری شود.

اندیکاتورهای تحلیل تکنیکی در استراتژی های معاملاتی فارکس

اندیکاتورهای تکنیکی، محاسباتی هستند که بر اساس قیمت و حجم یک دارائی صورت می گیرند و از آنها هم برای تائید روند و هم برای تائید کیفیت الگوهای نمودار استفاده می شوند که به معامله گران کمک کنند علائم خرید و فروش را مشخص نمایند. می توان برای تشخیص علائم خرید و فروش از اندیکاتورها بطور جداگانه و یا همراه با الگوهای نمودار و حرکت قیمت استفاده کرد.

اندیکاتورهای تحلیل تکنیکی می توانند از طریق واگرایی و همگرایی خطوط میانگین حرکتی، علائم خرید و فروش ایجاد کنند. هر زمان قیمت از خط میانگین حرکتی عبور کند یا هرگاه دو خط میانگین حرکتی یکدیگر را قطع کنند، همگرایی رخ می دهد. واگرایی زمانی رخ می دهد که روند قیمت و روند اندیکاتور در دو جهت مختلف حرکت می کنند که نشان می دهد جهت روند قیمت در حال ضعیف شدن است.

می توان برای تشخیص علائم خرید و فروش از اندیکاتورها بطور جداگانه و یا همراه با بازار استفاده کرد؛ هرچند همۀ آنها بطور گسترده توسط معامله گران استفاده نمی شوند. اندیکاتورهایی که در زیر ذکر می شوند جزو متدوال ترین اندیکاتورها هستند که مورد استفادۀ تحلیل گران قرار می گیرند و لااقل یکی از آنها توسط هر معامله گری در استراتژی معاملاتی اش استفاده می شود:

  • Moving Average
  • Bollinger Bands
  • (Relative Strength Index (RSI
  • Stochastic Oscillator
  • (Moving Average Convergence/Divergence (MACD
  • ADX
  • Momentum

شما می توانید به راحتی نحوۀ استفاده از هر کدام از اندیکاتورها و توسعۀ استراتژی های معاملاتی با استفاده از آنها را بیاموزید.

استراتژی های معاملاتی نمودارهای فارکس

نمودار در تحلیل تکنیکی فارکس شامل نمایش گرافیکی نوسانات قیمت در یک چهارچوب زمانی معین می شود. نمودار می تواند نوسان قیمت را در مقیاس ماهیانه یا سالیانه نشان دهد. معامله گران متناسب با اطلاعاتی که به دنبالش هستند و مهارت های شان از انواع خاصی از نمودارها استفاده می کنند. انواع نمودارها عبارتند از: نمودار میله ای، نمودار خطی، نمودار شمعی و نمودار نقطه و شکل.

معامله گران همچنین می توانند با استفاده از الگوهای متدوال نمودار تکنیکی، یک استراتژی خاص را بکار بگیرند:

  • مثلث ها
  • پرچم ها
  • پرچم های سه گوش
  • گاوه
  • الگوی مستطیل
  • الگوی سر و شانه
  • جفت قله و جفت کف
  • سه قله و سه کف

شما می توانید به راحتی نحوۀ استفاده از نمودارها و بکار گیری استراتژی های معاملاتی توسط الگوهای نمودار را فرابگیرید.

استراتژی معاملاتی حجم فارکس

حجم، تعداد معاملات انجام شده در یک زمان مشخص را نشان می دهد. حجم بالاتر نشان دهندۀ میزان بالاتری از فشار است. حجم به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم همواره توسط تحلیل گرانی که از نمودار استفاده می کنند مورد تجزیه و تحلیل و تخمین قرار می گیرد و به نمودار حجم معاملات که معمولاً در پایین نمودار قیمت قرار دارد نگاه می کنند تا بتوانند حرکت صعودی و یا نزولی حجم را تشخیص دهند. قیمت اگر با حجم بالا همراه باشد اهمیتش از زمانی که با حجم پایین همراه است بیشتر می شود.

تحلیل گران تکنیکی با مشاهدۀ حجم و روند در کنار یکدیگر از دو ابزار متفاوت برای ارزیابی فشار استفاده می کنند. اگر قیمت ها رشد کنند، مشخص می شود که فشار خرید بیشتر از فشار فروش می شود. اگر حجم در یک روند صعودی کاهش پیدا کند، نشان می دهد که روند صعودی رو به پایان است.

به گفتۀ "حوزیفا حمید"، تحلیل گر فارکس،: حجم بنزین درون باک ماشین معامله است. اگرچه اکثر معامله گران فقط از نمودار و اندیکاتورها برای تحلیل های شان استفاده می کنند، اما حجم برای حرکت بازار لازم است. البته همۀ انواع حجم روی معامله تاثیر نمی گذارند و فقط حجم زیادی از پول مورد استفاده شده در معامله در طی یک روز تاثیر زیادی روی بازار دارد.

استراتژی تحلیل چند نموداری

استراتژی تحلیل چند نموداری شامل استفادۀ همزمان از چند نمودار در چهارچوب های زمانی متفاوت روی یک ابزار معاملاتی می شود.

نمودار قیمت این قابلیت را دارد که نوسان قیمت را در زمابندی های مختلف نمایش دهد به همین دلیل تحلیل زمابندی های مختلف از نوسان یک ابزار معاملاتی می تواند مزیت های بسیاری برای معامله گران داشته باشد که می تواند "چرخه ای معاملاتی" از یک ابزار ارائه دهد. شما از طریق استراتژی تحلیل چند نموداری (MTFA) می توانید همزمان از مقیاس های بزرگ و مقیاس کوچکی زمابندی استفاده کنید و روند کلی بازار را تشخیص دهید. MTFA بطور کلی با تشخیص روند بازار در زمابندی های بالاتر شروع می شود (خرید، فروش یا میانه) و به تحلیل آن از طریق زمابندی های پایین تر که از 5 دقیقه ای شروع می شود می پردازد.

"کاری روزنبلوم" که یک معامله گر با تجربه است اعتقاد دارد که نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهیانه در تحلیل چند نموداری باید مورد استفاده قرار گیرند تا ارزیابی صحیحی از زمان حرکت روندها در جهت یکسان حاصل گردد. هرچند، این ممکن است مشکلاتی ایجاد کند چراکه نمودارهای مختلف که دارای زمابندی های متفاوت هستند همواره باهم سازگاری ندارند و روندهای مختلفی در نمودارهای مختلف پدیدار می شوند. طبق گفتۀ وی، تحلیل نمودارها با زمابندی پایین تر اطلات بیشتری ارائه می دهد.

استراتژی معاملاتی فارکس بر مبنای تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکی بر مطالعه و عملکرد گذشتۀ حرکت بازار تمرکز دارد اما تحلیل بنیادی بر دلایل بنیادی ای که روی جهت بازار تاثیرمی گذارند متمرکز است.

شاخص های اقتصاد کلان نظیر نرخ رشد اقتصادی، نرخ بهره، نرخ بیکاری، تورم یا رویدادهای مهم سیاسی که توانایی تاثیرگذاری روی بازارهای مالی را دارند، اساس تحلیل بنیادی فارکس را تشکیل می دهند در نتیجه می توانند برای اخذ تصمیم مورد استفاده قرار گیرند.

تحلیل گران تکنیکی لزومی نمی بینند که دلایل تغییرات بازار را بدانند اما تحلیل گران بنیادی تلاش می کنند که "دلیل" تغییرات بازار را متوجه شوند. این دسته از تحلیل گران آمار اقتصادی یک کشور خاص یا چندین کشور را مورد تحلیل قرار می دهند تا بتوانند نوسانات ارز کشور مورد نظرشان را در کوتاه مدت پیدا کنند. آنها بر اساس محاسبات یا رویدادهای خاص می توانند به امید افزایش ارزش یک ارز اقدام به خرید آن کنند تا اینکه در آینده آن را در قیمتی بالاتر بفروشند. یا اینکه اقدام به فروش ارزی می کنند تا در آینده در قیمتی پایین تر آن را بخرند.

آماری که تحلیل گران بنیادی مورد مطالعه قرار می دهند به مراتب آهسته تر از آمار قیمت و حجم که توسط تحلیل گران تکنیکی مورد استفاده قرار می گیرند گردآوری می شوند، به همین دلیل است که تحلیل گران تکنیکی از نمودارهای قیمت با زمابندی طولانی استفاده می کنند.

استراتژی معاملاتی فارکس بر مبنای روحیۀ بازار

روحیۀ سرمایه گذاران در قبال بازار مالی یا یک ابزار معاملاتی خاص تعیین کنندۀ روحیۀ بازار است. آنچه مردم احساس می کنند و نحوۀ تاثیر آن روی رفتارشان در بازار فارکس مفهومی است که پشت روحیۀ بازار نهفته است.

اهمیت درک نظرات یک گروه از مردم دربارۀ یک موضوع خاص را نمی توان نادیده گرفت. تحلیل روحیه، برای هر منظوری می تواند بینشی ارائه دهد که برای اخذ تصمیمات صحیح کمک کننده و معتبر است.

همۀ معامله گران دربارۀ حرکت بازار نظرات خودشان را دارند و افکار و نظرات شان مستقیماً در معاملات شان بازتاب پیدا می کند و به این ترتیب روحیۀ کل بازار شکل می گیرد.

بازار به خودی خود شبکه ای پیچیده است که از افرادی تشکیل شده که معاملات شان روحیۀ بازار را نشان می دهند. هرچند شما نمی توانید به تنهایی بازار را به میل خودتان حرکت دهید چراکه شما به عنوان یک معامله گر نظر خودتان و انتظارات خودتان را از بازار دارید اما اگر گمان کنید که یورو رشد پیدا خواهد کرد و سایرین چنین فکری نکنند شما نمی توانید کاری در این رابطه انجام دهید.

اگر سرمایه گذاران برای بازار یک حرکت صعودی را پیش بینی کنند، روحیۀ بازار خرید خواهد بود و اگر سرمایه گذاران انتظار پیدا کنند که قیمت ها افت پیدا خواهند کرد در آن صورت گفته می شود که روحیۀ بازار، فروش است. استراتژی پیروی از روحیۀ بازار فارکس، ابزاری خوب برای پیش بینی حرکت بازار است و برای سرمایه گذاران خودسر که همواره بر خلاف جهت روحیۀ بازار معامله می کنند، از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. بنابراین، اگر روحیۀ غالب بازار، خرید باشد (همۀ معامله گران خرید انجام دهند)، یک سرمایه گذار خودسر می فروشد.

استراتژی های فارکس بر مبنای سبک معامله

h1 image - IFC Markets

استراتژی های معاملاتی فارکس توسط سبک های معاملاتی متداولی توسعه پیدا می کنند که عبارتند از: معاملۀ روزانه، معاملۀ انتقالی (carry trade)، استراتژی خرید و حفظ، معاملۀ تأمینی (هِج)، معاملۀ سبد، معاملۀ اسپرد، معاملۀ آزاد (سوئینگ)، معاملۀ دستور و معاملۀ الگوریتمی.

Using and developing trading strategies استفاده و توسعۀ استراتژی های معاملاتی اغلب به درک توانایی ها و ضعف های تان بستگی دارد. برای اینکه تبدیل به یک معامله گر موفق شوید در ابتدا باید بهترین روش معاملاتی که مناسب شخصیت خودتان می باشد را پیدا کنید. هرگز یک روش ثابت صحیح برای معامله وجود ندارد. روش صحیح برای سایرین الزاماً برای شما مناسب نیست. در ادامه می توانید دربارۀ هر کدام از روش های معامله مطالعه کرده و روش مختص به خودتان را تعیین کنید.

استراتژی معاملۀ روزانه فارکس

استراتژی معاملۀ روزانه، فعالیت خرید و فروش یک ابزار معاملاتی طی یک روز را ارائه می دهد که معنایش آن است که یک معامله گر روزانه نمی تواند هیچ معامله ای را طی شب نگه دارد.

استراتژی های معاملۀ روزانه عبارتند از اسکالپ، محوسازی، محورهای روزانه و معاملۀ نیروی حرکت. اگر بخواهید معاملۀ روزانه انجام دهید در آن صورت نمی تواند چندین معامله طی یک روز انجام دهید و باید همۀ معاملات بازار را پیش از بسته شدن بازار ببندید.

عاملی مهمی که باید در معاملۀ روزانه به خاطر سپرده شود این است که هر چه بیشتر معاملات را باز نگه دارید خطر زیان تان بیشتر می شود. بسته به سبک معاملاتی که انتخاب می کنید، قیمت هدف تغییر می کند. در زیر، شما می توانید متداول ترین استراتژی های معاملۀ روزانه را فرابگیرید.

استراتژی اسکالپ فارکس

اسکالپ فارکس یک استراتژی معاملۀ روزانه است که مبتنی است بر معاملات سریع و کوتاه و برای کسب سود کلان از تغییرات کوچک قیمتی مورد استفاده قرار می گیرد. به این نوع از معامله گران، اِسکالپِر می گویند که می توانند روزانه تا 200 معامله هم انجام دهند با این اعتقاد که حرکت قیمتی کوچک را راحت تر از حرکات قیمتی بزرگ می توان دنبال کرد.

هدف اصلی این استراتژی این است که در یک زمان کوتاه بتوان تعداد زیادی ابزار معاملاتی را در قیمت های Bid/Ask، خرید/فروش کرد و در قیمت های بالاتر/پایین تر آنها را فروش/خرید کرد و کسب سود کرد.
Forex Scalping Strategy (Chart)

عوامل خاصی وجود دارند که برای اسکالپ فارکس ضروری هستند که عبارتند از نقدینگی، نوسان، زمابندی نمودار و مدیریت خطر. نقدینگی بازار در نحوۀ اجرای اسکالپ توسط معامله گران مؤثر است. برخی از معامله گران ترجیح می دهند که در بازار نقدتر معامله کنند چراکه راحت تر می توانند با معاملاتی که حجم زیاد دارند به راحتی وارد بازار شوند و از آن خارج شوند در حالیکه سایر معامله گران ترجیح می دهند در بازار دارای نقدینگی کمتر که اسپردهای بیشتری دارد معامله کنند.

از آنجائیکه این به نوسان و فراریت باز می گردد، اسکالپرها ابزارهای معاملاتی با ثبات را ترجیح می دهند تا نگران تغییرات قیمتی ناگهانی نباشند. اگر قیمت یک ابزار باثبات باشد در آن صورت اسکالپر می تواند حتی با ثبت دستور روی نرخ های Ask و Bid یکسان، با انجام صدها معامله، کسب سود کند. زمابندی نمودارها در استراتژی اسکالپ بسیار کوتاه هستند و معامله گران تلاش می کنند تا از چنین حرکت کوچکی در بازار کسب سود کنند که حتی مشاهدۀ آنها در نمودار یک دقیقه ای نیز دشوار است.

اسکالپرها همزمان با صدها سود کوچک در طی روز، صدها زیان کوچک را نیز تجربه خواهند کرد. در نتیجه باید یک مدیریت خطر سخت اتخاذ کنند تا از زیان های ناخواسته دوری کنند.

استراتژی محوسازی

محوسازی در اصطلاح فارکس به معنای معامله بر خلاف روند است. معامله گرانی که از این شیوه استفاده می کنند هر زمان قیمت افزایش پیدا کند به این امید که کاهش پیدا خواهد کرد فروش انجام می دهند و هر زمان که قیمت کاهش پیدا کند فروش انجام می دهند.
بنابراین در این استراتژی هر زمان قیمت یک ابزار تجاری در حال افزایش باشد فروش انجام می شود و هر زمان قیمت یک ابزار تجاری در حال کاهش باشد فروش انجام می شود که "محو سازی" نامیده می شود.

این یک استراتژی معاملۀ روزانۀ معکوس است که برای معامله در خلاف جهت روند مورد استفاده قرار می گیرد. بر خلاف دیگر انواع معامله که هدف اصلی پیروی از روند اصلی است، در معامۀ محو سازی معامله بر خلاف جهت روند اصلی باز می شود.

فرضیاتی که استراتژی محوسازی بر اساس آن استوار هستند عبارتند از:

  • خرید ابزارهای تجاری به سقف رسیده است
  • اولین خریداران آمادۀ کسب سود هستند
  • خریداران فعلی در خطر قرار دارند
Fading Trading Strategy (Chart)

اگرچه "محو سازی بازار" می تواند بسیار پرخطر باشد و طاقت ضرر بالایی نیاز دارد، اما روشی بسیار سودده است. در انجام استراتژی محوسازی می توان دو دستور Limit در قیمت های مشخص قرار داد - دستور Buy Limit باید پایین تر از قیمت جاری و دستور Sell Limit باید در بالای آن قرار گیرد.

استراتژی محوسازی بسیار پرخطر است چراکه این استراتژی به معنای معامله بر خلاف روند بازار می باشد. هرچند می تواند سودمند نیز باشد، معامله گرانی که از این استراتژی استفاده می کنند می توانند از هر اصلاح قیمتی کسب سود کنند چراکه پس از یک رشد یا افت سریع این انتظار وجود دارد که اصلاح حرکتی رخ دهد. بنابراین اگر این استراتژی به درستی مورد استفاده قرار گیرد می تواند یک روش معاملاتی بسیار پرسود باشد. کسانیکه از این استراتژی پیروی می کنند، افرادی خطر پذیر هستند که از قواعد مدیریت خطر پیروی می کنند و تلاش می کنند از هر معامله با سود خارج شوند.

استراتژی محورهای روزانه

هدف معاملۀ محور، کسب سود از نوسانات روزانۀ ارز است. نقطۀ محور اساساً به معنای نقطۀ چرخش می باشد و یک اندیکاتور تحلیل تکنیکی است که از محاسبۀ میانگین عددی اوج، کف و قیمت های بسته شدن جفت ارزها مشتق می شود.

مفهوم اصلی این استراتژی خرید در پایین ترین قیمت روز و فروش در بالاترین قیمت روز است.

"توماس آسپرای"، یک تحلیل گر و معامله گر حرفه ای، در اواسط دهۀ 1990 سطوح محور روزانه و هفتگی برای بازارهای نقد فارکس را برای موسسات مشتری اش منتشر کرد. طبق گفته وی، در آن زمان سطوح هفتگی محور در برنامه های تحلیل تکنیکی موجود نبودند و این فرمول بطور وسیع مورد استفاده قرار نمی گرفت.

اما در سال 2004 کتابی از "جان پرسون" با نام " راهنمای جامع روش های معاملۀ تکنیکی: نحوۀ کسب سود با استفاده از نقاط محور، شمع ها و دیگر شاخص ها" منتشر شد که نشان داد نقاط محور تا آن زمان بیشتر از 20 سال بوده است که مورد استفاده قرار می گرفتند. در سال های آخر، کشف راز تحلیل فصلی نقطۀ محور، دوباره تحت تاثیر "جان پرسون"، حتی بیشتر برای "توماس" غافلگیرکننده بود.

در حال حاضر فرمول پایه ای محاسبۀ نقاط محور موجود است و بطور گسترده ای توسط معامله گران مورد استفاده قرار می گیرند. ضمن اینکه ماشین حساب نقاط محور نیز به راحتی در اینترنت قابل تهیه می باشد.

نقطۀ محور برای روز کاری جاری به شکل زیر محاسبه می شود:

P = (H + L + C)/3

نقطۀ محور = (اوح قبلی + کف قبلی + بسته شدن قبلی) / 3

اساس محورهای روزانه تعیین سطوح مقاومت و حمایت در نمودار و تشخیص ورود و خروج نقاط است که از طریق فرمول زیر قابل انجام است:

R1 = (P x 2) – L

S1 = (P x 2) – H

(R2 = P + (H - L) = P + (R1 - S1

(S2 = P - (H - L) = P - (R1 - S1

در این فرمول:

P - نقطۀ محور

L - کف قبلی

H - اوج قبلی

R1 - سطح مقاومت 1

S1 - سطح حمایت 1

R2 - سطح مقاومت 2

S2 - سطح مقاومت 2

استراتژی معاملۀ نیروی حرکت

معاملۀ نیروی حرکت مبتنی است بر یافتن قوی ترین ابزار تجاری که همچنین احتمالاً می تواند بالاتر معامله شود و مبتنی است بر این مفهوم که روند موجود احتمالاً بجای برگشت، ادامه خواهد یافت.
معامله گری که از این استراتژی پیروی می کند احتمالاً ارزی که روند صعودی نشان داده است را می خرد و ارزی که روند نزولی نشان داده است را می فروشد. بنابراین، برخلاف معامله گران محورهای روزانه که در کف می خرند و در اوج می فروشند، معامله گران نیروی حرکت در بالا می خرند و در بالاتر می فروشند.

معامله گرانی که از این روش استفاده می کنند از اندیکاتورهای تکنیکی مختلفی استفاده می کنند همچون MACD، RSI، نوسانگر اندازه حرکت تا بتوانند حرکت قیمت ارز را تعیین کرده و دربارۀ اینکه چه معامله ای باز کنند تصمیم بگیرند. آنها همچنین به اخبار و حجم سنگین برای اتخاذ تصمیم های معاملاتی صحیح نیز توجه می کنند. معاملۀ نیروی حرکت نیازمند عضویت در خبرنامه های خبرگزاری ها و زیر نظر گرفتن هشدارهای قیمت برای ادامۀ کسب سود است.

به گفتۀ تحلیل گر مالی مشهور، "لاری لایت"، استراتژی های نیروی حرکت می توانند به سرمایه گذاران کمک کنند به بازار ضربه بزنند و از برخوردها دوری کنند، به شرط آنکه با پیروی از روند که فقط برای سهامی که در حال رشد هستند تمرکز دارد همراهی ایجاد شده باشد.

استراتژی معاملۀ انتقالی

معاملۀ انتقالی یک استراتژی است که معامله گر از طریق آن ارزی را در یک کشور با نرخ بهرۀ پایین قرض می گیرد و آن را به ارزی متعلق به کشوری که نرخ بهرۀ بالا دارد تبدیل می کند و آن را در اوراق بهادار قرضۀ دارای درجۀ بالا در آن کشور سرمایه گذاری می کند.
سرمایه گذارانی که از این استراتژی پیروی می کنند پول را در نرخ بهرۀ پایین قرض می گیرند تا آن را در اوراق بهاداری سرمایه گذاری می کنند که انتظار می رود بازددهی بالاتری ارائه دهد.

معاملۀ انتقالی این فرصت را فراهم می کند که بتوان از بازار باثبات و بدون نوسان کسب سود کرد، چراکه در این استراتژی، تفاوت بین نرخ های بهرۀ ارزها اهمیت دارد. هر چه این تفاوت بالاتر باشد، سود بیشتر خواهد بود. شما در هنگام تصمیم گیری در مورد ارزی که می خواهید با استفاده از این روش معامله کنید باید تغییرات مورد انتظار در نرخ های بهرۀ ارزهای خاص را در نظر داشته باشید.

مبنای این استراتژی ساده است: خرید ارزی که انتظار می رود نرخ بهره اش افزایش یابد و فروش ارزی که انتظار می رود نرخ بهره اش کاهش پیدا کند.

هرچند این به معنای آن نیست که تغییرات قیمت بین ارزها کاملاً بی اهمیت است. بنابراین شما می توانید به دلیل نرخ بهرۀ بالای یک ارز روی آن ارز سرمایه گذاری کنید اما اگر قیمت ها کاهش پیدا کنند باید معامله را ببندید و در این صورت یا بابت نرخ بهره کسب سود کرده اید و یا بابت اختلاف در قیمت خرید/فروش زیان کرده اید. در نتیجه، معاملۀ انتقالی اغلب برای بازار افقی یا بی روند مناسب است، زمانیکه که انتظار می رود حرکت قیمت برای مدتی ثابت باقی بماند.

استراتژی تأمین فارکس

تأمین عموماً به عنوان استراتژی ای قلمداد می شود که از سرمایه گذاران در برابر رخ دادهایی که می توانند منجر به زیان شوند محافظت می کند.

ایدۀ اصلی در پس تأمین ارز، خرید یک ارز و فروش ارز دیگر به امید جبران زیان های معاملۀ اول با سود معاملۀ دوم است. این استراتژی، بخصوص در مواقعی که ارزها همبستگی دارند عمل خواهد کرد.

به منظور تأمین ارز به محض اینکه در جهتی غیرمنتظره حرکت کرد شما باید ارز دومی را در معامله ای بر خلاف جهت معامله ای که دارید بخرید. این استراتژی بر خلاف سایر استراتژی ها برای کسب سود نیست و هدفش کاهش زیان و عدم اطمینان می باشد.

این یک نوع خاص از استراتژی است که هدف اصلی اش کاهش زیان و افزایش احتمال برد است.

در اینجا به عنوان مثال از یکی از جفت ارزها استفاده می کنیم و سعی می کنیم یک تأمین ایجاد کنیم. فرض کنید که دلار در یک زمابندی خاص تقویت می شود و برخی از جفت ارزها که شامل USD می شوند مقادیر متفاوتی را نشان می دهند. مانند جفت ارز GBP/USD که بطور مثال 0.60% افت کرده است، جفت ارز JPY/USD که 0.75% افت کرده است و جفت ارز EUR/USD که 0.30% افت کرده است. بهتر است به عنوان یک معاملۀ هدایتی جفت ارز EURUSD را در نظر بگیریم که ریزش کمتری دارد و به همین دلیل اگر جهت بازار تغییر کند آن را نشان می دهد و بیش از دیگر جفت ارزها بالا می رود.

پس از خرید جفت ارز EURUSD نیاز به جفت ارز دیگری داریم که به عنوان یک تأمین عمل کند. بار دیگر نگاهی به مقادیر ارزها می اندازیم و ارزی را انتخاب می کنیم که نسبتاً ضعیف تر است. که در اینجا و در این مثال آن ارز، JPY می باشد و جفت ارز EUR/JPY می تواند گزینۀ خوبی باشد. بنابراین می توانیم با فروش EURJPY معاملۀ خریدمان روی EURUSD را تأمین کنیم.

نکتۀ مهم و لازم به ذکر در اینجا این است که تأمین ارز علاوه بر کاهش خطر با کاهش سود نیز همراه است بنابراین استراتژی تأمین نمی تواند تضمین کنندۀ سودهای کلان باشد بلکه فقط سرمایه تان را تأمین می کند و به شما کمک می کند تا از زیان فرار کنید یا اینکه لااقل زیان را کاهش دهید. هرچند، اگر این استراتژی به درستی بکار گرفته شود می تواند هر دو معامله را به سود برساند.

استراتژی معاملۀ سبد

معاملۀ سبد مبتنی است بر ترکیب دارائی های مختلف متعلق به بازارهای مالی متفاوت (فارکس، سهام، آتی و غیره).

تنوع سازی به عنوان یکی از متداول ترین ابزارهای کاهش خطر، مفهومی است که در پس معاملۀ سبد نهفته است. معامله گران با اختصاص زیرکانۀ یک دارائی، از خودشان در برابر نوسان بازار محافظت می کنند، افزایش خطر را کاهش می دهند و تراز سود را حفظ می کنند.

برای دستیابی به هدف معامله تان، بسیار ضروری است که یک سبد متنوع سازی شده ایجاد کنید در غیر این صورت این نوع از استراتژی بی هدف خواهد بود.

شما باید سبدتان را با چنین ابزارهایی (ارزها، سهام، کالاها، شاخص ها) جمع کنید که ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند و بازدهی های شان بطور هماهنگ باهم بالا یا پایین نمی روند. اگر دارائی های مختلفی را در سبدتان با هم ترکیب کنید که دارای همبستگی منفی می باشند و قیمت یک دارائی بالا رود قیمت دارائی دیگر پایین می آید و به این ترتیب شما می توانید تراز سبدتان را حفظ کنید و در نتیجه سودتان را حفظ می کنید و خطر را کاهش می دهید.

شرکت IFC Markets همینک بر مبنای روش GeWorko امکان ایجاد ابزار ترکیبی شخصی (PCI) و فن آوری معاملاتی را فراهم می کند که اجرای استراتژی معاملۀ سبد را بسیار آسان تر می کند. با استفاده از این فن آوری می توانید فقط با دو دارائی و یا با ده ها ابزار مالی مختلف یک سبد معاملاتی ایجاد کنید، در سبد، معاملات خرید و فروش باز کنید، تاریخچۀ قیمت دارائی ها را تا 40 سال قبل مشاهده کنید، ابزارهای ترکیبی شخصی (PCI) مختص به خودتان را ایجاد کنید، از گستردۀ بسیار وسیع ابزارهای تحلیل بازار استفاده کنید، استراتژی های معاملاتی مختلف را بکار بگیرید و سبد سرمایه گذاری تان را دائماً بهینه سازی و متوازن کنید. به عبارت دیگر، روش GeWorko راه حلی است که به شما اجازه می دهد تا بتوانید استراتژی هایی که بهترین تناسب با شما دارند را بکار بگیرید.

استراتژی خرید و حفظ

استراتژی خرید و فروش، نوعی از سرمایه گذاری و معامله است که در معامله گر در آن یک ابزار معاملاتی را می خرد و برای مدتی طولانی حفظ می کند.

معامله گری که از استراتژی سرمایه گذاری خرید و حفظ استفاده می کند علاقه ای به نوسانات کوتاه مدت قیمتی و اندیکاتورهای تحلیل تکنیکی ندارد. معامله گران سهام اغلب از این روش استفاده می کنند هرچند برخی از معامله گران فارکس نیز به عنوان یک روش خاص سرمایه گذاری منفعل از آن استفاده می کنند. آنها معمولاً بجای اندیکاتورها و نمودارهای تکنیکی بر تحیل بنیادی تکیه می کنند. البته نحوۀ بکار گیری این استراتژی به نوع سرمایه گذار بستگی دارد.

Buy and Hold Strategy in Forex Trading (Chart)

یک سرمایه گذار منفعل ارز به عوامل بنیادی از قبیل نرخ تورم و نرخ بیکاری کشوری که روی ارزش سرمایه گذاری کرده است توجه می کند یا یک سرمایه گذار بازار سهام به تحلیل شرکتی که سهامش را خریده است مانند استراتژی رشد شرکت یا کیفیت محصولات شرکت و غیره توجه می کند.

اما برای یک سرمایه گذار فعال استفاده از تحلیل تکنیکی یا دیگر سنجش های ریاضی برای تصمیم گیری دربارۀ خرید و یا فروش مؤثرتر هستند.

استراتژی معاملۀ اسپرد/جفت

معاملۀ جفت (معاملۀ اسپرد) خرید و فروش همزمان دو ابزار مالی مرتبط با یکدیگر است. تفاوت تغییرات قیمت این دو ابزار سود و زیان معامله را ایجاد می کند.
معامله گران با استفاده از این استراتژی همزمان دو معاملۀ برابر که جهات مختلف دارند را باز می کنند که می تواند با جبران یکدیگر تراز معامله را حفظ کنند.

معاملۀ اسپرد می تواند دو نوع باشد: اسپرد داخل بازار و اسپرد داخل کالا. معامله گران در اسپرد داخل بازار می توانند در اشکال مختلف (بطور مثال بازارهای آتی یا نقد) و در بورس های مختلف روی دارائی های یکسان معاملات خرید و فروش باز کنند در حالیکه در اسپرد داخل کالا معامله گران روی دارائی های مختلف که با یکدیگر ارتباط دارند مانند طلا و نقره، معاملات خرید و فروش باز می کنند.

در معاملۀ اسپرد مشاهدۀ نحوۀ ارتباط دارائی ها و پیش بینی حرکت بازار از اهمیت برخوردار است. یافتن ابزارهای معاملاتی مرتبط دارای یک شکاف قیمتی قابل توجه به منظور حفظ تراز مثبت بین سود و زیان اهمیت دارد.

استراتژی روند - سویینگ در فارکس چیست

معاملۀ نوسان، استراتژی ای است که در آن معامله گران دارائی را از یک تا چند روز نگه می دارند و منتظر می مانند تا از "نوسانات" یا تغییرات قیمت کسب سود کنند.

یک معاملۀ نوسانی از یک معاملۀ روزانه طولانی تر و از یک معاملۀ خرید و حفظ کوتاه تر است که می تواند حتی سال ها حفظ شود.

استراتژی روند

معامله گران نوسان از مجموعه ای از قواعد ریاضی استفاده می کنند تا نمودهای احساسی معامله را حذف کرده و یک تحلیل متمرکز انجام دهند. آنها می توانند با استفاده از تحلیل های تکنیکی و بنیادی یک سیستم معاملاتی ایجاد کنند و نقاط خرید و فروش را تعیین نمایند. اگر در برخی از استراتژی ها روند بازار از اهمیت اساسی برخوردار نیست، در معاملۀ نوسان اولین عاملی است که مورد توجه قرار می گیرد.

استراتژی روند

سویینگ در فارکس چیست

معامله گرانی که از این استراتژی پیروی می کنند روند اصلی نمودار را معامله می کنند و به مفهوم "روند دوست تان است" اعتقاد دارند. اگر ارز در یک روند صعودی باشد در آن صورت معامله گران نوسان خرید انجام می دهند. اما اگر ارز در یک روند نزولی باشد در آن صورت آنها می فروشند. روند اغلب واضح نیست و جهتی افقی دارد نه صعودی است و نه نزولی. در این صورت قیمت ارز در یک الگوی قابل پیش بینی بین سطوح مقاومت و حمایت حرکت می کند. فرصتی که در اختیار معامله گران نوسان قرار می گیرد این است که در اینجا در نزدیک سطح حمایت یک معاملۀ خرید باز کند و در نزدیکی سطح مقاومت یک معاملۀ فروش باز کند.

استراتژی های فارکس مبتنی بر انواع دستور معاملاتی

h1 image - IFC Markets

معاملۀ دستور به معامله گران کمک می کنند تا با استفاده از دستورهای مختلف از جمله دستورهای بازار، دستورهای در حال انتظار، دستورهای Limit، دستورهای Stop، دستورهای توقف ضرر (SL) و دستورهای OCO در مناسب ترین زمان وارد بازار یا از آن خارج شوند.

در حال حاضر، پلتفرم های معاملاتی پیشرفته در حال حاضر انواع متنوعی از دستورهای معاملاتی را ارائه می دهند که صرفاً شامل دکمه های "خرید" و "فروش" نمی شوند. هر نوع از دستورهای معامله می تواند نشان دهندۀ یک استراتژی خاص باشد. به منظور بکارگیری استراتژی دستور صحیح، آگاهی از زمان و نحوۀ معامله و اینکه چه دستوری در یک وضعیت ارائه داده شده استفاده گردد دارای اهمیت است.

متداول ترین دستورهای فارکس که یک معامله گر می تواند در معامله اش از آنها استفاده کند عبارتند از:

  • دستورهای بازار - دستور بازار زمانی قرار داده می شود که معامله گر بخواهد در بهترین قیمت ممکن خرید یا فروش انجام دهد. رابط های ورودی دستور بازار معمولاً فقط دارای گزینه های "خرید" و "فروش" می شوند که آن را برای استفاده، سریع و آسان می کند.
  • دستورهای در حال انتظار - دستورهای در حال انتظار معمولاً در شش نوع موجود می باشند که به معامله گر اجازه می دهند که بتواند در یک قیمت قبلی خاص یک ابزار معاملاتی را بخرد یا بفروشد. دستورهای در حال انتظار (buy limit, sell limit, buy stop, sell stop, buy stop limit و sell stop limit) به این منظور قرار داده می شوند تا یک معامله به محض رسیدن قیمت به یک سطح خاص اجرا شود.
  • دستورهای Limit - دستورهای Limit این امکان را به معامله گر می دهند که بتوانند یک ابزار معاملاتی را در یک قیمت خاص بخرد یا بفروشد. به عبارت دیگر، معامله گر قبل از هر چیز باید قیمت های دلخواه خرید و فروش را تعیین کند. دستور buy limit به معامله گر امکان می دهد که در قیمت خاص یا پایین تر بخرد. دستور sell limit به معامله گر این امکان را می دهد که بتواند در قیمتی خاص یا حتی بالاتر بفروشد. به محض اینکه قیمت به قیمت تعیین شده برسد، دستور Limit اجرا می شود.
  • دستورهای Stop - دستور sell stop یا دستور stop buy پس از آنکه قیمت به سطح stop ، سطح قیمت تعیین شده، برسد اجرا می شود. دستور buy stop بالای بازار قرار داده می شود و دستور sell stop پایین بازار قرار داده می شود.
  • دستورهای Stop loss - دستور stop loss برای محدود کردن خطر معامله مورد استفاده قرار می گیرد. این دستور در سطح قیمتی خاصی قرار داده می شود که معامله گر نمی خواهد یا اینکه آمادگی ندارد فراتر از آن پولش را به خطر اندازد. شما برای یک معاملۀ خرید باید یک دستور Stop loss در پایین نقطۀ ورودی قرار دهید که از شما در برابر افت های بازار محافظت می کند. در حالیکه برای یک معاملۀ فروش، دستور را بالای نقطۀ ورود قرار می دهید تا در برابر رشدهای بازار محافظت شوید.
  • دستور OCO - دستور OCO (یکی دیگری را لغو می کند) ترکیبی از دو دستور در حال انتظار را ارائه می دهد که به منظور باز کردن یک معامله در قیمتی متفاوت با قیمت جاری بازار قرار داده می شود. اگر یکی از آنها اجرا شود، دیگری بطور خودکار لغو خواهد شد.

استراتژی های معاملۀ الگوریتمی

h1 image - IFC Markets
معاملۀ الگوریتم که تحت عنوان معاملۀ فارکس خودکار شده نیز شناخته می شود یک روش خاص برای معامله است که مبتنی بر یک برنامۀ کامپیوتری می شود که به تشخیص خرید یا فروش یک جفت ارز در یک چهارچوب زمانبندی خاص کمک می کند.
این نوع از برنامۀ کامپیوتری توسط یک مجموعه از علائم مشتق شده از تحلیل تکنیکی کار می کند. معامله گران با تنظیم برنامه ای که دنبال چه علائمی باشد و اینکه چطور آنها را تفسیر کند، معامله شان را برنامه ریزی می کند.

پلتفرم های پیشرفته شامل پلتفرم های مکملی می شوند که فرصتی را برای معاملۀ الگوریتمی ارائه می دهد. چنین پلتفرم های پیشرفته ای که معامله گران می توانند از طریق آنها معاملۀ الگوریتمی انجام دهند عبارتند از NetTradeX و MetaTrader 4.

پلتفرم معاملاتی NetTradeX علاوه بر عملکردهای اصلی اش، با استفاده از برنامه های NetTradeX Advisors امکان معاملۀ خودکار را فراهم می کند. NetTradeX Advisors یک پلتفرم ثانویه است که از آن برای معاملۀ خودکار استفاده می شود و با استفاده از NTL+ (زبان NetTradeX) عملکرد پلتفرم اصلی را تقویت می کند. پلتفرم ثانویه همچنین اجازۀ اجرای عملیات پایه ای معاملاتی را در حالت "دستی" فراهم می کند، مانند باز و بسته کردن معاملات، قراردادن دستورها و استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکی.

پلتفرم معاملاتی MetaTrader 4 همچنین امکان اجرای معاملۀ الگوریتمی از طریق یک زبان برنامه نویسی یکپارچه با عنوان MQL4 را فراهم می کند. معامله گران در این پلتفرم می توانند ربات های معاملاتی خودکار که Advisors نامیده می شوند و اندیکاتورهای مختص به خودشان را ایجاد کنند. همۀ عملکردهای ایجاد برنامه مشاور (advisors) شامل اشکال زدایی، سنجش، بهینه سازی و تلفیق در MT4 Meta-Editor اجرا و فعال می شوند.

استراتژی معاملاتی فارکس متعلق به ربات ها و برنامه ها اساساً به منظور دوری از مؤلفه احساس در معامله بکار گرفته می شود چراکه گمان می شود جنبه های روانی از معاملۀ منطقی جلوگیری می کنند و اغلب تاثیری منفی روی معامله دارند.